گمگشته در غم بی پایان!؟

عاشقانه 22

بار دیگر زیبا سلام.......  زیبا سلام.... زیبا هوای حوصله ابری ست .... چشمی از عشق ببخشایم..... تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیبا...زیبا هنوز عشق...در حول و حوش چشم تو می چرخد....از من مگیر چشم...دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد...یادم بده چگونه بخوانم ... تا عشق در تمامی دلها معنا شود ...زیبا... آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس می کنم ...آنگونه عاشقم که نیستان را ... یکجا هوای زمزمه دارم ... آنگونه عاشقم که ....هر نفسم شعر است ... زیبا کنار حوصله ای بنشین....بنشین مرا به شط غزل بنشان ... بنشان مرا به منظره ی عشق، بنشان مرا به منظره ی باران...

بنشان مرا به منظره ی رویش ... من سبز می شوم، زیبا ...زیبا ستاره های کلامت را ... در لحظه های ساکت عشق ... برمن ببار...بر من ببار تا که برویم بهاروار ... چشم از تو بود و عشق ... بچرخانم بر حول این مدار ... تمام حرف دلم این است ... من عشق را به نام تو کردم آغاز ... در هر کجای عشق که هستی، آغاز کن مرا ! باران از راه رسید... عشق رادوباره در مزرعه خالی تنم پروراند، زندگی را درآسمان آبی چشمانش حس کردم، ناگهان...پاییز عشقم از راه رسید، آری رفت، ولی هنوز، قلبم برای اوست...نمی دانی تا چه حد دارم انتظار رجب، شعبان و رمضانت رو می کشم آخه شاید این بار دیگه دلت به رحم بیاد و منو ببری.....راستش می ترسم که واسه همیشه از دستت بدم. دیگه نمیدونم به کی قسمت بدم داره منو داغون می کنه راستی از عهد خبری هست یا نه درست رفتم یا نه؟ نکنه دیگه نمی خوای من به عهد وفادار بمونم تو قول دادی کمکم کنی تا با وفا باشم. می دونی اون روز دلم راجع به همه این چیزا چی میگه خیلی غمگینه! می گه: "بهم گفت میخوام باهات همراه باشم، آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام، بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم، فکر خوبیه  ، منم خیلی تنهام ، یه روز دیگه بهم گفت: می خوام تا ابد باهات بمونم، اخه میدونی من اینجا خیلی تنهام، بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام، یه روز دیگه بهم گفت: می خوام برم یه جای دور، جایی که هیچ مزاحمی نباشه، وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام، بهش لبخند زدم و گفتم: آره میدونم فکر خوبیه،  منم خیلی تنهام، یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم، آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام، براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره میدونم فکر خوبیه، منم خیلی تنهام، یه روز دیگه تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام، براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام، حالا دیگه اون تنها نیست  و از این بابت خوشحالم، و چیزی که بیشتر از اون خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه که من خیلی خیلی تنهام.... !!!" راستی چرا تو نمی خوای بیایو همش پیشم باشی تو که می دونی من مثل اون خوبا نیستم که همش اونی باشم که تو می خوای یعنی من که بدم دل ندارم؟ باید تنهای تنها باشم؟ نباید همش گرمی آغوشت رو حس کنم؟! نباید منو ...آه که همه غم های عالم رو دلم سنگینی می کنه؟ عزیزم هر چی بد کردم تو ببخش حالا وقتی می بینم به همه توجه می کنی جز من می خوام از غصه بمیرم؟ تو رو به فاطمه، تو رو به علی، تو رو به حسن، تو رو به حسین تو رو به محمد....تو رو به مهدی به داد دل و روحم برس....همین. احقر.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٢ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ توسط احقر نظرات () |